كينه فاتح قلوب دوره ماست. مي توان در چشمهاي آدمهاي روبرو خيره شد، از ديوار لبخندها گذشت، صورتكها را برداشت و به دندانهايي خيره شد كه از شدت خشم خواب خرخره مي بينند.
آیا می توان باور نکرد که انتخابات ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ نقطه عطف مهمی در تاریخ ایران است؟! جدا از تمام امهات وقایع سیاسی و اجتماعی که پیش آورد و دامنگیر مردم و سیاسیون کشور شد، هسته های گزینش را نیز فعالتر کرد. این غربیلهای جهل از آموزش و پرورش و دانشگاهها دوباره سر بلند کرده اند و حتا کسانی را که قبلا مسیر جانکاه گزینش را طی کرده بودندُ دعوت کرده اند تا جهت توضیح پاره ای موارد در مصاحبه های مجدد شرکت کنند.
نکات جدیدی نیز در دفترچه کنکور کارشناسی ارشد سال ۱۳۸۹، در بند شرایط عمومی داوطلبان در تبصره ها و پرانتزها اضافه شده است.
ب) ملتزم بودن به احکام عملی اسلام (انجام دادن واجبات و پرهیز از محرمات)
تبصره ۱- ملاک، وضعی کنونی داوطلب در هنگام ثبت نام است.
ج) عدم احراز عناد (نه اعتراض) نسبت به نظام جمهوری اسلامی ایران.
می ماند اینکه چگونه این موارد احراز خواهند شد. سلیقه ها تا کجا خواهند تاخت و غربیلهای جهل چه تعداد از نخبگان را خانه نشین کرده یا از کشور فراری می دهند؟!
خبرگزاري دولتي ايران گزارش داده که مانوری با شركت حضور حدود پنج هزار نفر از پرسنل نيروي انتظامي استان اصفهان امروز و فردا در پایتخت فرهنگی جهان اسلام برگزار می شود.
تا اينجاي داستان خيلي هم جالب نيست. مانوري است مثل مانور روز انتخابات خردادماه كه كسي نفهميد براي چه در روز انتخابت كه همه هوش و حواسشان به حضور پر شور مردم است، عده اي تمرين مي كنند تا در روزهاي آتي سرحال و قبراق به مسائل مربوطه سامان بدهند (و عجب ساماني دادند). البته نبايد فراموش كرد كه مانور خوب است و بر پدر دشمن فرضي لعنت كه مي خواهد هست و نيست ما را به غارت ببرد.
عكسهاي اين مانور دشمن شكن كه منتشر شد تازه بيلدينگ شدم(فهميدن من در دنياي مجازي) كه چه خبر است و رازهاي مكتوم اين دشمنان كجاست. ماموران فهيم و خدوم نيروي انتظامي با لباس غير فرم (و از قضا نافرم) در جريان اين مانور، دشمن فرضي ملبس به لباس سبز را روي زمين خواباندهاند و با چوب و فشار مشغول شكست دادنش هستند.
اين عملبات كه با هدف خنثي سازي بمب، مقابله با گروگانگيري، عمليات ضد تروريستي، دستگيري سارقان مسلح و ساير عملياتها و ماموريتهاي نيروي انتظامي برگزار ميشود، گوياي نيات برگزار كنندگان و سيماي تروريستها از ديد ايشان است. بد نيست مصاحبه اخير لاريجاني بزرگ را كنار اين عكسها بخوانيم.
عكسها را بينيد (1)
عكسها را ببينيد (2)
اگر به عنوان یک شهروند بشود درخواستی داشت، از مسئولان
فعلی، صاحب قدرتانی که ولی نعمتان حقیقی انقلاب و ایران هستند (با مردم اشتباه نشود!) خواهش می کنم همین حامد کرزای را بیاورند رئیس جمهور کشورمان کنند تا بسیاری از مشکلات مملکت به خیر و خوشی حل شود.
میر حسین موسوی هست که نیست،
اصلاح طلب هست که نیست،
خوش تیپ نیست که هست،
اهل گذشت و مدارا نیست که هست،
در دنیا اسم و رسمی به مدارا ندارد که دارد،
دیروز هم که اوج احترام به شبهه مردمش را نشان نداد که داد تا دولت آینده اش را از هرگونه ظن دور کند.
ما هم که شش ماهه دنیا آمده ایم و حوصله مشورت با کارشناسان را نداریم و از هول حلیم دیگ خالی همسایه ها را هم لیس می زنیم.
با تشکر از سایت کوربیس، عکس تزئینی است
زگريه مردم چشمم نشسته در خون است.
خبر كوتاه است؛ بهنود شجاعی نوجوانی که در سن 17 سالهگی
مرتکب قتل شده بود ساعت 5 بامداد يكشنبه 18 مهرماه در زندان اوین اعدام شد.
من مانده ام كه اينهمه كينه و نفرت از كجا به دل بستگان او راه يافته است. چرا مرده را با مرده معاوضه مي كنيم؟! مرگي در برابر مرگي ديگر. در اين معامله جاي تعجب نيست كه توان بخشيدن نداريم. رسانه هاي رسمي و فراگير كشورمان و آييني كه آنها به خوردمان مي دهند يكسره بر طبل قصاص و مجازات مي كوبد. ما هم چون رمگان شب زده، در پي اندكي نور شب را دوره مي كنيم و راهي جز به دهان ديو كينه نداريم.
بهنود شجاعي در آخرین مصاحبه اش، تجربه مرگ را مرور مي كند:
بار اول که پای چوبه دار رفتیم 5 نفر بودیم . 4 نفر را جلوی چشمانم بالا کشیدند. سری دوم 11 نفر بودیم. 8 نفر را بالا کشیدند. بار آخر 7 نفر بودیم 2 نفر را بالا کشیدند.
دريغ كه بار آخر تنها ماند و عطش كينه جز به مرگش سيراب نشد.



