تبليغاتX
چخماقها کنار فتیله بی طاقتند - كاشكي پرده برافتادي از آن منظر حسن
Image and video hosting by TinyPic



این مطلب را نوشته ام برای یکصد و چندمین شماره هفته نامه « البرز خرم» :

زعماي اهل فن روزنامه نگاري در تبيين مسئله نيازسنجي و انتشار نشريات تصريح مي‌كنند كه هيچ‌ نشريه‌اي‌ در جهان‌ با حدس‌ و گمان‌ و سليقه‌ شخصي‌ گردانندگان‌ آن‌ متولد نمي‌شود.
بعد از اين گزاره غرا نيز محض خالي نبودن عريضه ادامه مي‌دهند، پديدآورندگان‌ هر نشريه‌، گرچه‌ با تكيه‌ بر دانش‌ روزنامه‌نگاري‌ حركت‌ خود را آغاز مي‌كنند، اما قبل‌ از حركت‌، مخاطب‌ خود را شناخته‌اند و با برنامه‌ريزي‌، كليد را به‌ چرخش‌ در مي‌آورند.
نتيجه‌اي كه ماحصل اين تدقيق علمي است شايد روشن‌تر كند كه برنامه‌ريزي‌ مبتني‌ بر مخاطب‌شناسي‌ در هر حوزه‌ از فعاليت‌ روزنامه‌نگاري‌، اساس‌ و پايه‌ انتشار، نشريات‌ است‌.
-----
هر چه پيشتر مي‌روم بيشتر به اين نتيجه مي‌رسم كه نوشتن در سرزمين ما شبيه‌ترين كارها به فال گرفتن است. به هر كسي كه بگويند در فلان يا بهمان موضوع بنويس به هر بهانه كه شده مي‌رود سراغ حرف هميشگي خودش كه در اعماق ذهن و زبانش لانه كرده است. نقبي مي‌زند به آنچه كه بايد و با هزار ترفند ربطش مي‌دهد به همان فلان يا بهمان موضوع. درست مثل فالي كه همه با حافظ مي‌گيريم و هر بيت را با هزار دليل و برهان مي‌كشانيم به قتلگاه نيتمان، به انجا كه در اعماق ذهنمان شايسته‌اش هستيم. پس من هم به بهانه انتشار صد و چندمين شماره البرز خرم مي‌روم سرحرف اصلي.
اصل ماجرا اين است كه نشريات محلي زنجان با شمارگان تقريبي 10 تا 15هزار نسخه در هفته براي جمعيتي كه مي‌رود به مرز يك ميليون نفر در استان نزديك شود حرفي براي گفتن ندارند. نشانگاه توليدات اين نشريات نه مردم كه جمعيتي بالغ بر هزار نفر، مديران استان، است كه با استعانت از ريسمان پر زور آگهي‌هاي دولتي (و گاه نيمه دولتي) امانشان را بريده، جانشان را به لب رسانده‌اند. متاسفانه اين مطبوعات اغلب شريف هم بيش از پيش، حيات و مماتشان را گره زده‌اند به تمايلات و فرمايشات اين دسته از كارگزاراني كه كلمات را مطيع و بي زهر مي‌خواهند، براي روز مبادا، براي گزارش كار و ... .
شايد ملامت شوم از اينكه در هر نوشته اين قول ماكس وبر را تكرار مي‌كنم كه مطبوعات به شمارگان زنده‌اند و نه آگهي‌. اما حقيقت جز اين اصل ساده نيست كه اگر مطبوعه‌اي خواننده قابل توجهي داشته باشد، اگر خواندني باشد و اگر بتواند نشانگاه مطالبش را از مسئولان به مردم تغيير دهد، نيازي ندارد تا دست به دامان كارگزاران فوق الذكر شود و نفسش به شماره بيفتد از ترس. در شرايط فعلي كه گاهي رساندن شمارگان يك هفته نامه به 1000 نسخه حكم تولدي دوباره را دارد، خوانندگان عادي و شناخت علايق و سلايقشان رمز بقاي نشريات محلي زنجان است.
نهادهايي دولتي چون اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي نيز در دوره سياستهاي مبتني بر رونق بنگاههاي اقتصادي زود بازده، نه تنها در فكر رونق بخشيدن به فضاي مطبوعات محلي نيستند بلكه با استمداد از نظام تقسيم آگهي‌هاي دولتي و توزيع يارانه كاغذ و... وظيفه خود را به شكلي به جا مي آورند كه گويي دوره اين گونه‌ از حيات فرهنگي به سرآمده است و بايد طرحي ديگر انداخت و نقشي نو زد، البته كه مطلوب و دلخواه. رجوع به طرحهاي تحقيقاتي اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان نيز بي‌نيازمان مي‌كند از عرض نياز. تحليل محتواي كيفي و كمي مطبوعات استان تعطيل شده است. نياز سنجي و مخاطب شناسي تا كنون (در سي سال اخير) انجام نشده و نهادي كه مي‌تواند و بايد متولي بهبود وضع مطبوعات محلي باشد، نشسته تا اين جان بي جان رخت خود به عالم ممات كشد.
نهاد صنفي معظم خانه مطبوعات هم كه خبرهاي خوشايندي از آن به گوش نمي‌رسد، مطبوعات را فراموش كرده است. نه آموزشي، نه تحليلي، نه تلاشي براي فروش و تامين معاش و... . مي‌ماند سعي مشكورشان براي مسكن مطبوعات كه بود و نبود آن هم در سايه اما و اگرهاست.
-----
مي‌ماند رنج دوستانم در هفته نامه البرز خرم كه روزگار شقه شقه شان كرده در تيترها، در خبرها، در گزارشها و در تمام كلماتي كه هر هفته خود را فداي ادايشان مي‌كنند. مبارك است و درود.

 

عنوان وامی است از سعدی:

کاشکی پرده برافتادی از آن منظر حسن
تا همه خلق ببینند نگارستان را

+ نوشته شده در  87/07/17ساعت   |